السيد محمد حسين الطهراني

22

رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)

شريعت اسلامى حمله ور شده و اختلافاتى را كه در حقوق اسلامى ميان زن و مرد به حسب اقتضاى فطرت و غريزه خاصّ هر يك وجود دارد ؛ مورد ايراد قرار داده‌اند . و وجود اين اختلافات را سبب سلب حقوق طبيعى زنان در جامعه دانسته و موجب بازداشتن آنان از نيل به كمالات انسانى خود و جاى گرفتن در كنج خانه و ذلّت و سرافكندگى مىشمارند . و در مقابل مشاهده كردم كه گروهى در پاسخ اين اعتراضات اظهار ميدارند كه : ممنوعيّت‌ها و محروميّت‌هائى كه در حقوق زن نسبت به مرد در نظام اسلام وجود دارد امرى الهى است و در آن رعايت مصلحت عمومى منظور گرديده است و براى تشكيل و بقاى جامعه ايده آل و مدينهء فاضله ، وجود يك سلسله محروميّت‌ها ضرورى است . و گروهى ديگر ، اصلًا منكر اختلاف ( در حقوق ) شده ، و هر دو جنس ( زن و مرد ) را در جميع حقوق فردى و اجتماعى حتّى در مواردى چون جهاد و قضاوت و حكومت مساوى دانسته‌اند . اين بود كه بر آن شدم كه در اطراف اين مسئلهء اسلامى به طور خلاصه آنچه را كه از كتاب خدا و سنّت پيامبر اكرم و معصومين عليهم السّلام وارد شده ، به رشته تحرير درآورم ، و آن را با براهين عقلى و فطرى مؤيّد سازم و حقيقت مسأله و نقاط ضعف هر دو جواب فوق را روشن سازم . و اينك به يارى و استعانت پروردگار آغاز سخن مىنمائيم كه هيچ نيرو و قدرتى جز از ناحيه خداوند بزرگ و و الا وجود ندارد . بحث ما به دو مرحله تقسيم مىشود : اوّل : بحث كلّى ، كه در آن فلسفه حقوق زن و مرد به طور عامّ بيان مىشود . دوّم : بحث اختصاصى فقهى ، كه به استناد ادلّهء شرعى نسبت به موقعيّت زن در زمينهء جهاد و قضاء و حكومت انجام ميگيرد .